۱۳۸۸ اسفند ۱۲, چهارشنبه

انتظار

"پدرت می گفت: می دانی چرا ماهیگیران شنا یاد نمی گیرند؟ برای آنکه اگر قایقشان طعمه امواج دریا شد، فورا غرق شوند و فرصت آن را نیابند تا زجر بکشند.

دیشب تمام شب دیده بر هم ننهاده و به آن چه او گفته بود فکر کردم و به آن کسانی که در همان آغاز کار چون کشتی شکستگانی از میان ما رفتند غبطه خوردم. به کسانی که فرصت آن را نیافتند تا بمانند و به سرنوشت ما دچار شوند.

من خود نظر به این که مقاومت کردم، خسته از نبرد، سرانجام به این حقیقت پی بردم که تمام آن تلاش ها بیهوده بوده است. اکنون انتظار می کشم."

رافائل چیربس

5 نظرات:

. گفت...

هرگونه تلاش در راستای گسترش ناامیدی به جای امید، از مصادیق آشکار و غیرقابل توجیح بی خردی محسوب می شود.

ناشناس گفت...

دوست عزیزی که نویسنده ی پست را به بی خردی متهم می کنید!
سعی کنید با کمی مطالعه و افزایش اطلاعات عمومی، به سواد و دانش خود بیفزایید.
"توجیح" اشتباه است ای دوست امیدوار، "توجیه" شکل صحیح نوشتاری است!
قومی متفکرند در مذهب و دین
قومی به گمان فتاده در راه یقین
می ترسم ازآنکه بانگ آید روزی
کای بی خبران راه نه آنست و نه این

ناشناس گفت...

روی صحبت من هم با همون دوستی هست که کامنت اول رو گذاشته. به نظر تو بستن چشمات جلوی واقعیت‌هایی که می‌بینی و رفتن تو خیال و توهم و رویا خرد محسوب می‌شه؟

ناشناس گفت...

سعي كن راجع به بعضي چيزايي كه مي بيني
انقدر زود قضاوت نكني و برداشت اشتباه نكني!!

ناشناس گفت...

اکنون انتظار می کشم...